سرزمین عجائب
نوگل م ؛ امروز رفتیم شهربازی چقدر دنیای کودکی زیباست برق نگاه ت از دیدن اون همه وسیله بازی شوق ت برای تجربه هر کدام خنده های ت ، همه و همه روز خوشی را برای ما رقم زد . پسر شجاع من ، اصلا از هیچ کدوم وسایل بازی نمی ترسیدی و دوست داشتی همشون رو سوار بشی . دوست ت دارم نفس . تو کوچیکترین بچه ای بودی که سوار این شدی ، جوری که توی صندلی گم شده بودی و پاهات هم از صندلی آویزون نمیشد . ...
نویسنده :
فرزانه
23:11











